مسعود قلعه
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ مسعود قلعه
آرشیو وبلاگ
      تاریخ تاریخ ()
نگاهی به تاریخ طبری نویسنده: مسعود قلعه - جمعه ٢۸ شهریور ،۱۳۸٢

بنام خدا

با اینکه این مطلب طولانی است ولی حاوی اطلاعات جالبی است که شاید بعضی از دوستان مایل باشند از سیر نگارش تاریخ در اسلام باخبر شوند .

 

 نگارش تاریخ در اسلام

الف : تاریخ

فرهنگ موجود جاهلیت، نشان میدهد که اعراب در قبل از اسلام فاقد هر گونه تاریخی بودند، زیرا که روح بربریت وخلق توحش محض و نظام ارزشی حاکم بر انان اندیشه تعمق و تدبر درامور حیات اجتماعی را گرفته بود، و از یک قوم وحشی بیابانگرد و خونخوار انتظاری نیست تا با احاطه فرهنگی و نبوغ فکر به تالیف و تدوین سرگذشت زمان خویش بپر دازد، انچه از ان ایام به یادگار مانده و بسیار اندک و پراکنده موجود است مجموعه ای از اشعار و اساطیر و خرافات است، محتوای کلیه این مجموعه دلالت بر مظاهر نظام قبیله یی و ارزش های حاکم بر ان دارد، مثل بیان اولاد و اعقاب و اجداد و انساب، که شامل: قهرمانی ها، کرم و وفاداریها، جوانمردیها، خیانت ها و جنگ ها و جدال ها، تعداد قربانیان دو طرف، عشق ها، هوس ها، شهوت ها، ستایش زیبایی های جنسی، و گرایشات مختلف قومی و حماسه ها است. این مجموعه از دیر ایام زبان بزبان گردیده تا به نسل معاصر عصر بعثت رسیده بود.

با بعثت محمدی تحول و حرکتی اساسی در بافت موجود جامعه جاهلی اغاز شد، چرا که خود بعثت بزرگ ترین حادثه درجهان پر حوادث ان عصر بود و از طرفی منحصر بفرد ترین رویداد فرهنگی، عقیدتی - سیاسی - اجتماعی، در سرنوشت بشریت عموما و اعراب خصوصا به حساب می امد. در پی این تحول عظیم تاریخی اسلام بعنوان دین توحید و رسالت کلیه انبیاء در طول تاریخ، در کالبد مسلمین صدر، انگیزه های چندی در نگارش تاریخ اسلام بوجود امد، درست است که در زمان حیات پیامبر اوراق تاریخ اسلام نگارش نیافته است، اما انگیزه های این کار در زمان حیات خود پیامبر بوجود امد و ان ناشی از موارد زیل بود:

حلول روح تاریخی اسلام در کالبد مسلمین،بعنوان دین توحید، دین ابراهیم و ...

روش و اسلو ب قران در بیان مسائل مهم و سر نوشت ساز مردم در قالب قصص و امثال ،

احساس ضرورت تاریخ اسلام عموما و از پیامبر اسلام خصوصا چراکه قران رسما پیامبر را اسوه حسنه معرفی می کند و تاسی و پیروی از وی را لازم و واجب میداند. لذا عظمت پیامبر و مجموعه مواظع او بعنوان رهبر الهی برای مسلمانان بسیار قابل توجه است و نباید پنداشت که این تنها عشق به شخص پیامبر باعث اینکار شده، بله علاقه و عشق به پیامبر دراین کار تاثیر داشت و الا عامل مهم در تدوین تاریخ ضرورت ایدئولوژیکی و حفظ دستاوردها 23سال تلاش پر بار اخرین پیام اور خداوند بوده است.

باتوجه به بروز و ظهور عوامل فوق بعنوان انگیزه های اصلی در نگارش تاریخ و با عنایت به اینکه این انگیزه در زمان حیات پیامبر به فعلیت نرسید و به کار گرفته نشد، اما رفتار و کردارو گفتار پیامبر از دید تیزبین مسلمین پوشیده نبود، قدرت ظبط و حفظ مسائل و حوادث صدر اسلام در اذهان تشنه توحید و حقیقت و عدالت و انسانیت، بسیار قوی بود که قابل تصور و توصیف نیست. لذا لحظه لحظه زندگی خصوصی - اجتماعی ، جهادها، عهد و پیمان ها، قرار دادهای سیاسی ـ اقتصادی، خوراک، پوشاک ، شکل و شمایل ، گفتار، کردار، سکوت ، فریاد، اوقات خلوت و تنهائی ، شوخی ها، خنده ها، اشک ها، شوق ها، غم ها و خلاصه تمام ابعاد زندگی پیامبر در اذهان تصویر شده بود و حتی برای ظرافت در این کار روح باریک بین مسلمانان سیمای پیامبر را در قبل از بعثت را ترسیم کرده بودند.اصحاب و تابعین در این صورتگری و هنرمندی تاریخی نقش ویزه و مهمی داشتند، در واقع سال های اولیه بعثت پایه های تاریخ اسلام وسیره پیامبر را ساخته و پرداخته است.

اما با این همه تلاش و بخرج دادن مهارت و هنرمندی در این کار بزرگ و ضروری تا پایان عصرخلفاء را شدین ، تاریخ تدوین و تالیف نگردیده ( در سرگذشت حدیث بطور تفضیلی این مطلب عنوان شد ) زیرا توجه مسلمین به تدوین قران و ساخت مکتب های ادبی و ترسیم کلی ادبیات عرب ( بخاطر اهمیت قران )معطوف بود و تا سال 50 هجری از این مهم رویگردان بودند، بلکه همه تلاش ها معطوف قران و ضبط و حفظ احادیث و روایات بود، تاریخ می گوید در عصر معاویه بن ابی سفیان نگارش تاریخ اغاز شد، ناگفته نماند که در طی این مدت پنجاه سال اگر مسلمین ( اصحاب ) موفق به تدوین تاریخ اسلام وسیره پیامبر نگردیدند، از میان دقایق و نکات زندگی مواضع پیامبر بصورت نقل برای دیگران غافل نبودند یعنی یک مجموعه شفاهی و نقلی از تاریخ اسلام زبان بزبان می گشت و نقل می شد، انچه مسلم است و تاریخ نشان می دهد و هدف معاویه وعوامل او از نگارش تاریخ ، تحریف حقایق و جعل اکاذیب و خرافات جاهلی بود و تا حاکمیت غصب خاندان بنی امیه را توجیه کند و تاریخ اسلام را بر اساس قومیت و عربیت بنویسد، از این روی شخصی بنام ((عبید ابن شریه جرهمی )) را از اهالی (( صنعا )) استخدام کرد، وی که مردی ادیب و اشنای به تاریخ جاهلیت و در ضمن مرعوب و مقهور سیاست اموی بود، در حاشیه کاخ سبز شام به دستور معاویه اولین تاریخ را در زمینه ظهور و افول پادشاهان و قوم عرب در جاهلیت، و جعل افتخارات قوم عرب و حتی تمدن و فرهنگ قوم عرب قبل از اسلام !!به رشته تحریر در اورد و تقدیم به معاویه نمود. و هزاران درهم و دینار دریافت کرد. با این حساب هدف معاویه در جعل تاریخ و تحریف حقایق اسلام و توجیه حاکمیت غاصبانه خویش و تبدیل اسلام امامت به خلافت و سلطنت، کاملا معلوم میگردد، تا به نسل معاصر خودش و اینده از طریق نقل تاریخ ثابت کند که نظام قبیله ای عرب بر پاداشاهی استوار بود و سلطنت موروثی خاندان اموی رشته ای جدای از تاریخ قومیت عرب نیست، و اسلام هم که ویژه قوم عرب است ! در سیستم سلطنتی قابل تحقق است، و بقول ابن هشام :

(( در تدوین انچه بدان مشغول بودند چیزی را می یافتند که بدان تعلق داشتند)).

ب :سیره

واژه (( سیره )) که در زبان فارسی شامل (( زندگی نامه و شرح حال فرد یا افراد، و در زبان انگلیسی و فرانسه از ان به ((بیوگرافی )) ( یا ) یاد می شود داری تقدم زمانی بر تعلیف و تدوین (( تاریخ )) است.

سیره در نزد عرب شامل رویدادهای اولیه و حوادث اغازین اسلام مانند جهاد مجاهدین، حضور اصحاب در مصائل سیاسی ـ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، از ولایت و نحوه زندگی رهبر اسلامی ( پیامبر ) تا روش زندگی اصحاب طرز سلوک و اقامه حدود و اجرای احکام و کلیه جنگ ها می باشد متاسفانه تاریخ تدوین سیره به عصر خلفای غاصب اموی می رسد و اولین سیره نویسی فردی بنام ( عروه بن زبیر ) می باشد که وی مهدث نیز بوده است، و مبنای اسناد سیره بن هشام و واقدی و طبری در نگارش تاریخ ، سیره عروه زبیر است. تاریخ نگارش سیره در اسلام به قرار زیل است.

از اغاز تا نیمه اول قرن دوم هجری:

1

ـ سیره عروه بن زبیر ( متوفا ی 92هجری )

2

ـ سیره ابان بن عثمان ( متوفای 105هجری )

3

ـ سیره وهب بن منبه ( متوفای 110هجری )

4

ـ عاصم بن عمر بن قتاده (م 120 هجری )

5

ـ شرجیل بن سعد (م 123ـ هجری )

6

ـ ابن شهاب زهری (م 124هجری )

7

ـ عبد الله بن ابی بکر بن حزم ( م 135 هجری )

از نیمه دوم قرن دوم :

۱- موسی بن عقبه ( م ۱۴۱هجری )

۲ - معمر بن راشد ( م ۱۵۰ هجری )

۳ - محمد بن اسحاق ( م ۱۵۲هجری )

۴ - زیاد بکانی ( م ۱۸۳هجری )

از نیمه اول قرن سوم :

۱ - واقدی ؛  صاحب مغازی ( م ۲۰۷ هجری )

۲ - محمد بن سعد ؛  صاحب طبقات  ( م ۲۳۰هجری )

 ***

 

کتب مشهورتاریخ

 

1-« التاریخ الطبری » محمدبن جریرطبری(224-310)

2-« الکامل فی التاریخ » ابن اثیر(555-630)

3-« تاریخ الاسلام » ذهبی(م748)

4-« البدایه والنهایه » ابن کثیر(700-774)

5-« الطبقات » محمدبن سعد(168-230)

6-« الخمیس فی احوال انفس نفیس » والدیاربکری(م938).

 

تاریخ اسلام ، آنگونه که هست

بااینکه مستشرقین حتی مغرض ودرضمن بی وجدان ووابسته!دربرابرعظمت تاریخ اسلام بلحاظ شیوه نگارش وظرافت های ویژه آن تسلیم شده اندوناخودآگاه زبان به تمجید وتعریف واعتراف که:

 

«

یکی ازنتایج روح باریک بین مسلمین ودقت نظر ایشان برای مفردات ونیزرفتارعلمی آنان درعلم حدیث وتاریخ نویسی اینست که تعداد زیادی ازوقایع راباموشکافی موردملاحظه قرارمی دهندوجزءبه جزءراباشواهدذکرمیکنندو…» گشوده اند،امانکاتی به چشم هرمسلمان آگاه به تواریخ موجوداسلامی میخوردکه لاجرم ازذکرآن است.باتوجه به اهمیت تاریخ ورسالت آن ازدیدگاه قرآن وسنت وجایگاه آن دراسلام وضرورت مهم ایدئولوژیکی تاریخ درهرمرحله ای ازمراحل زندگی مسلمین ونقش مهم آن دربیان حقایق وترسیم سیمای عملی وعینی اسلام بگونه ایکه آغازگردیده واستمرار یافته وجهانی رادرنوردیده وطرحی نودرانداخته وچه فرازونشیب هائی راکه طی نکرده وباچه عکس العمل هائی که مواجه نگردیده وبالاخره سیرکلی این حرکت جهانشمول را دربسترزمان ومکان،آنطورکه شایسته وبایسته می باشدودوست ودشمن انتظارآنرادارد،تصویروترسیم وتبیین نکرده.!کلیه کتب موجودتاریخ اسلام ازصدراسلام تاکنون بلحاظ کمیت وتعدادغیرقابل شمارش وشناسائی است تاچه رسدبه جمع آوری آن!دریک جاویک مکان،این کتب موجودتاریخ ازدودسته ودونوع خارج نیستند،دسته اول:کتب منبع ومأخذومصدرهستندکه تعدادشان مشخص ومعلوم است،دسته دوم:کتبی هستندکه ازروی این منابع نگارش یافته وتألیف شده اند،که هرروزبرتعداداین نوع افزوده می شود.درعین حال که هردودسته هنری بخرج نداده اند،اما مارابادسته دوم کاری نیست،فعلآ سخن برسردسته اول است.کتب منبع که امروزه هم دستاویز مسلمانان است وهم معیاروملاک قضاوت وشناخت برای مستشرقین غربی وشرقی واسلام شناسان غربی وشرقی.متاسفانه صرف نظرازاشکالاتی که براصالت منابع واسنادشان است،!وصرف نظرازتحریف هاونقاط ضعف اسامی ایکه درتعارض باقرآن وسنت رسول‎ الله وائمه معصومین دارند،وضعیت موجودشان بسیاردردناک وغیرقابل استفاده برای نسل معاصراسلام وگوینده است.زیرا:

 

1-انبوهی از مواد خام را بدون هیچگونه تصفیه ای رویهم انباشته اند.

2-فاقد هر گونه نقد علمی در اسناد و مطالب منقول هستند.

3-دارای تعارض و تناقض فاحش ومتعدد (درهرکتاب)می باشند.

4-هرکتاب منبع،نفی منبع دیگر رامی کندوباهم در تضاد وتعارض اند.

وموارد دیگری که خواننده روشن بین وآگاه به مسائل تاریخی واسلامی آنرادرمی یابدوبرآنها افسوس می خورد،واین راباید اعتراف کردکه به خاطرعوامل متعدد سیاسی ـ فرهنگی که اشاره خواهد شد مسلمین در نگارش تاریخ توفیق کامل و کلی بدست نیاورده اند یعنی مانند دیگر زمینه هاکه حیرت انگیز و ممتاز و هنوز منحصر بفرد است،توفیق نداشته اند،چرا که حاکمیت غصب و جور جائر و گرد و غبار ارتجاع ،فرصت پژوهش علمی ونگارش منطقی را گرفته بود واین احتمال نزدیک به یقین را هم باید داد که خیلی از منابع و حقایق تاریخی اسلام که تدوین ویا تالیف شده ولو بصورت مواد خام و تاریخ نقلی،در اعصار مختلف و بنا به مصالح و مسائل مختلف ربوده شده و در کتابخانه های بزرگ ومیلیونی جهان مخفی و بصورت میکروفیلم وغیره در آمده است و کسی را بر آنان اطلاعی نیست و شاید معجزه ای بوقوع پیوندد تا مسلمین از آنها آگاهی یابند.

 

***

برای نمونه در اینجا ما به ارزیابی تاریخ طبری که از منابع مهم و قابل توجه تاریخ اسلام می باشد می پردازیم که مخصوصآ برای غربی ها منبع مهمی جلوه نموده و مورخین دسته دوم از مسلمین هم در خیلی از موارد استدلال بدان استناد نموده و ارجاع می دهند،و بعد به علل و عوامل عدم توفیق مسلمین در کار نگارش تاریخ خواهیم پرداخت .

 

ارزیابی تاریخ طبری

همانطور که اشارت رفت،« تاریخ طبری » منبع و ماخذ مهم و قابل توجهی است برای کلیه مورخین مسلمان در پژوهش و تحقیق در تاریخ اسلام که از زمان نگارش تاکنون همه به آن رجوع کرده و می کنند و بدان اعتماد داشته و دارند.

 

الف :ارزیابی منابع و ماخذ مهم تاریخ طبریدر تاریخ طبری روش علمی نقل تاریخ بر اساس روایات فردی بنام « سیف بن عمر»قرار گرفته و این روایات منبع اصلی و مهم و اساسی در تاریخ طبری است که بیشتر موارد آن کتاب را از « سیف بن عمر»روایت کرده است .اول لازم است خود« سیف»را بشناسیم .و سپس ارزش و اعتبار روایاتش را در یک معیار علمی بسنجیم و همچنین عناصری را که خود سیف از آنها روایت نموده است ،بشناسیم.

 

1- سیف کیست ؟به اعتراف اکثر علماء اهل سنت ،«سیف»چهره ای گمنام و مجهول است و شخصیت اساطیری است ،بیوگرافی وی در تاریخ چنین آمده است :

 

سیف بن عمر التمیمی البرجمی وبه او« السعدی »و « الضبعی »و « اسدی » و « کوفی » گفته می شود متوفای سال 180هجری است .

1- ابن معین مورخ برجسته تسنن می گوید : سیف ضعیف الحدیث است .

2-ابوحاتم مورخ و محدث اهل سنت می گوید : سیف متروک الحدیث است .

3- ابوداود فقیه و محدث و مورخ اهل سنت می گوید : قابل اعتنا نیست .

4-نسائی و دارقطنی از علماء طراز اول اهل سنت می گویند:  سیف ضعیف است .

5- ابن عدی می گوید: بعضی از احادیث مشهورند اما عموم آنها مورد انکار قرار گرفته و قابل متابعت نیست .

6- ابن حبان می گوید:  سیف زندیق است .

7-برقانی می گوید: متروک است .

8-الحاکم می گوید: زندیق است و از اعتبار روائی ساقط است .

9-ابن ابی حاتم می گوید: متروک الحدیث است .

10-ابن حجر عسقلانی برجسته ترین و متعادل ترین مورخ اهل سنت می گوید:

سیف متروک است و حدیثش باطل است .

11-بروکلمان ، مستشرق برجسته غرب می گوید: سیف کارش تحریف احادیث بود ، و خود جاعل و سازنده احادیث است ، بعضی از احادیث را بزرگ نموده و بعضی را کوچک و بی ارزش ساخته ،اما خوش بیان و خوش قلم بوده است .و طبری مورخ مشهور اسلام روایات او را مصدر و منبع اصیل تاریخش قرار داده است .!!

 

 

2-منابع و اشخاص مورد توجه خود « سیف »خود طبری در جلد سوم تاریخش منابع سیف را ذکر کرده ،که بسیار قابل توجه و تاسف و تعمق است و حتی از شخصی مثل طبری بعید است که بدنبال سیف روان شود و گفته های او را بپذیرد !!طبری می گوید:سیف اخبار و روایاتش را در بعضی موارد اینگونه آدرس می دهد و ماخذش را نقل می کند:

 

1-از عماره فرزند فلان،…؟؟ اسدی؟!

2-از قول یکی از انصار ، (بدون نام و نشان )!!.

3-از مردانی !! (بدون اسم و نسب و نشان )!

4-از کسیکه حدیث نموده از جابر بن فلان !!

5-از مردی از بنی سجیم ،!!

6-از عطاء بن فلان ! مخزومی و او از پدرش ؟!!

7-از …؟!!

این شد منابع و ماخذ فردی که طبری 80 درصد محتوای کتابش را از او گرفته است !!.

 

بررسی و ارزیابی منابع مشخصی که « سیف » از آنها روایت و حدیث گرفته و طبری با کمال اعتقاد و اعتماد بدان تکیه نموده است :

 

1-هشام بن عروة بن زبیر

آنچه این شخص روایت نموده همه آنها انکار شده ،زیرا منبع وی پدرش بوده است که این روایات بلحاظ علمی از اخبار مرسله است .

 

2-سهل بن یوسف بن سهل

وی مجهول الهویه است و بقول ابن عبدالله ،نه خودش شناخته شده و نه پدرش !!.

 

3-عکرمه مولی عبدالله بن عباس

وی فردی دروغگو و سمبل دروغگویان در بین مورخین و محدثین است .

 

4-ضحاک بن فیروز دیلمی

وی مجهول الهویه ،و منابع و ماخذش شناخته نشده است .

 

5-مجالد بن سعید

وی مظهر دروغ و جعل و تحریف است و بقول ابن معین ضعیف و واهی الحدیث است که گفتارش قابل احتجاج و اعتماد نیست .

 

6-عبید بن ضخر بن لوذان انصاری

ابن سکن می گوید : اسناد احادیثش درست نیست .

 

7- ضحاک بن خلیفه

فقط نامی از او در تاریخ است ولی روایتی ذکر نکرده و حسان بن ثابت در هجو او شعر گفته است .

 

8- زید بن اسلم

احادیثی که نقل کرده به لحاظ سند مرسله هستند و بقول ابن سعد از او روایتی شنیده نشده و قرآن را با عقیده و رای خود تفسیر می نموده است و بلحاظ (حفظ )ضعف داشته است .

 

9-حرام بن عثمان

وی به شدت مطرود و منفور است ، شافعی و ابن معین می گویند :

حرام است نقل روایت از حرام بن عثمان ،

واحمد حنبل می گوید : مردم باید احادیثش را ترک گویند ،

 و مالک و یحیی می گویند : وی ثقه نیست .

 

10-حجاج بن ارطاه النخعی

وی دارای احادیث مرسله است ، جاعل و تحریف کننده احادیث ،در احادیثی که روایت کرده تصرف نموده است ، او را «واهی الحدیث ،مضطرب الحدیث ،ضعیف الحدیث »و…دانسته اند .

 

11-عمرو بن شعیب قریشی

وی « واهی الحدیث » و دارای مخالفین زیاد است که او را انکار کرده اند .

12-مبشر بن فضل (فضیل )

وی را مجهول الهویه ، مجهول النقل ،سقیم الاسنادو…شمرده اند .

 

13-ضحاک بن یربوع

حدیث وی را نادرست انگاشته اند .

 

14-عطاء خراسانی

روایات وی را مرسل ،ضعیف ،ضعیف الحافظه ،خطاکار ،و بی اطلاع از حدیث ،و مبطل الاحتجاج دانسته اند .

 

ب-محدث و ماخذ دوم تاریخ طبری

دومین منبع مهم تاریخ طبری « محمد بن حمید بن حیان تمیمی رازی »متوفای سال248هجری،می باشد . هویت و بیوگرافی وی از دیدگاه علماء اهل سنت بقرار ذیل است :

یعقوب بن شیبه می گوید : محمد بن حمید دارای منکرین زیادی است .

بخاری می گوید : احادیث مرویه از او دارای اشکال است .

نسائی می گوید : ثقه نیست .

جوزجانی می گوید : منحرف و غیر ثقه است .

ابوحاتم می گوید : شعر را با حدیث درآمیخته .

عباس بن سعید می گوید : دروغگو است .

بیهقی می گوید : قابل اعتماد برای نقل روایت نیست

 

ج-ماخذ و منبع سوم تاریخ طبری

سومین منبع مهم تاریخ فردی است بنام « سلمة بن فضل الابرش الانصاری » متوفای سال 190هجری .

بخاری می گوید : وی دارای منکرین زیادی است .

برزعی می گوید : از خویش بر حدیث می افزود و دارای سوء نیت بوده است .

نسائی می گوید : ضعیف است .

ابوحاتم می گوید : در احادیث وی جای انکار است .

ابن عدی می گوید : مطالب خلاف واقع دارد .

ترمذی می گوید : وی محل بحث است .

الحاکم می گوید : قوی السند نیست .

 

 

 

د-ماخذ چهارم تاریخ طبری

چهارمین منبع تاریخ طبری فردی است بنام « محمد بن اسحاق بن یسار» ، متوفای سال150 یا 153 هجری .

مورخین در وثاقتش اختلاف بسیار دارند ، عده ای او را « مطعون »شمرده اند و بعضی روش او را در نقل احادیث نپسندیده اند ، در شرح اخلاقش می گویند :

زن باز بود ، کارش در این راه بجائی رسید که سرش را تراشیدند و او را از حضور در مساجد باز داشتند و بر او تازیانه نواختند ، وی اشعار را با احادیث در می آمیخت و در کتابش داخل می کرد ، حتی از یهود و نصاری مطلب می گرفت ، بهرحال اصحاب حدیث او را به فساد متهم نموده اند و ضعیف شمرده اند .

یعقوب بن شیبه و ایوب بن اسحاق سامری ، احادیثش را باطل دانسته اند .

حنبل ابن اسحاق می گوید : ابن اسحاق حجت نیست .

ابن معین می گوید : ابن اسحاق ضعیف است .

نسائی می گوید : قوی نیست .

***

تا اینجا به اجمال به بررسی منابع و ماخذ مهم تاریخ طبری پرداختیم ، اما کار تاریخ طبری تنها در ضعف و نادرستی منابع تمام نمی شود بلکه :

« تاریخ طبری پر است از تضاد و تناقض ، که اگر مطلبی را در جائی اثبات نموده ، عین همان مطلب را در جائی دیگر از همان راوی و سند رد کرده »، « در تاریخ طبری اگر با دید روشن بین و واقع نگر نگریسته شود و همه موارد آن تاریخ ارزیابی علمی شود ، موارد زیادی از تحریف و تخریب ارزشهای والای اسلام و مسلمین و چهره های ارزنده تاریخ است . بدیهی است این اتهامات و تحریفات توسط مورخین وابسته و حاشیه نشینان دربارها و حکام و سلاطین صورت گرفته است

 تشکر و سپاس : از برادر عزیزم « نوید قلعه » و نیز دوست عزیزم « مجتبی مشفق » که در تایپ مطالب بالا یاری ام کردند سپاسگزارم.

منبع : کتاب « روش شناخت سنت و تاریخ اسلامی » تالیف و تحقیق : محمود افتخارزاده

پ ن 920930) این پینوشت برای کسانی است که احتمالاَ در جستجوی تاریخ طبری گذرشان به این صفحه افتاده است:

در لوح فشرده ( سی دی) مشکات الانوار محصول مرکز تحقیقات علوم اسلامی (نور) متن کتابی بنام "یادنامه طبری" یافتم که حاصل تعداد زیادی مقاله علمی و تخصصی از علما و دانشمندان معاصر ایرانی و خارجی بود.

مقالات بسیار فنی از اساتیدی چون دکتر صادق ائینه وند ، دکتر سید محمد باقر حجتی ، آیت الله جوادی آملی ، مرحوم علی دوانی ، دکتر محمد فاضلی ، دکتر محمد ناصح ، دکتر یاحقی، دکتر علی بلوکباشی، مرحوم ملک الشعرای بهار، پرفسور آنجلو میکله پیه مونتسه ، دکتر جووانی درمه ، دکتر مهدی محقق و ... که برای کنگره پاسداشت (یادمان) طبری ارسال شده بود.

التماس دعا : مسعود قلعه

  نظرات ()
مطالب اخیر توضيحات اجمالی در باره « حديث شناسی » سلفيه و اخباريه نظرات ابن تیمیه جمعه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٢ سرگذشت حديث بررسی اجمالی زندگی احمد بن حنبل نگاهی به تاریخ طبری مقدمه
کلمات کلیدی وبلاگ ابن تیمیه (۱) تاریخ طبری (۱)
دوستان من کشکول تروریست ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب