تاریخ تاریخ

جمعه ٢۸ شهریور ،۱۳۸٢

نگاهی به تاريخ طبری

بنام خدا

با اينکه اين مطلب طولانی است ولی حاوی اطلاعات جالبی است که شايد بعضی از دوستان مايل باشند از سير نگارش تاريخ در اسلام باخبر شوند .

 

 نگارش تاريخ در اسلام

الف : تاريخ

فرهنگ موجود جاهليت، نشان ميدهد كه اعراب در قبل از اسلام فاقد هر گونه تاريخي بودند، زيرا كه روح بربريت وخلق توحش محض و نظام ارزشي حاكم بر انان انديشه تعمق و تدبر درامور حيات اجتماعي را گرفته بود، و از يك قوم وحشي بيابانگرد و خونخوار انتظاري نيست تا با احاطه فرهنگي و نبوغ فكر به تاليف و تدوين سرگذشت زمان خويش بپر دازد، انچه از ان ايام به يادگار مانده و بسيار اندك و پراكنده موجود است مجموعه اي از اشعار و اساطير و خرافات است، محتواي كليه اين مجموعه دلالت بر مظاهر نظام قبيله يي و ارزش هاي حاكم بر ان دارد، مثل بيان اولاد و اعقاب و اجداد و انساب، كه شامل: قهرماني ها، كرم و وفاداريها، جوانمرديها، خيانت ها و جنگ ها و جدال ها، تعداد قربانيان دو طرف، عشق ها، هوس ها، شهوت ها، ستايش زيبايي هاي جنسي، و گرايشات مختلف قومي و حماسه ها است. اين مجموعه از دير ايام زبان بزبان گرديده تا به نسل معاصر عصر بعثت رسيده بود.

با بعثت محمدي تحول و حركتي اساسي در بافت موجود جامعه جاهلي اغاز شد، چرا كه خود بعثت بزرگ ترين حادثه درجهان پر حوادث ان عصر بود و از طرفي منحصر بفرد ترين رويداد فرهنگي، عقيدتي - سياسي - اجتماعي، در سرنوشت بشريت عموما و اعراب خصوصا به حساب مي امد. در پي اين تحول عظيم تاريخي اسلام بعنوان دين توحيد و رسالت كليه انبياء در طول تاريخ، در كالبد مسلمين صدر، انگيزه هاي چندي در نگارش تاريخ اسلام بوجود امد، درست است كه در زمان حيات پيامبر اوراق تاريخ اسلام نگارش نيافته است، اما انگيزه هاي اين كار در زمان حيات خود پيامبر بوجود امد و ان ناشي از موارد زيل بود:

حلول روح تاريخي اسلام در كالبد مسلمين،بعنوان دين توحيد، دين ابراهيم و ...

روش و اسلو ب قران در بيان مسائل مهم و سر نوشت ساز مردم در قالب قصص و امثال ،

احساس ضرورت تاريخ اسلام عموما و از پيامبر اسلام خصوصا چراكه قران رسما پيامبر را اسوه حسنه معرفي مي كند و تاسي و پيروي از وي را لازم و واجب ميداند. لذا عظمت پيامبر و مجموعه مواظع او بعنوان رهبر الهي براي مسلمانان بسيار قابل توجه است و نبايد پنداشت كه اين تنها عشق به شخص پيامبر باعث اينكار شده، بله علاقه و عشق به پيامبر دراين كار تاثير داشت و الا عامل مهم در تدوين تاريخ ضرورت ايدئولوژيکی و حفظ دستاوردها 23سال تلاش پر بار اخرين پيام اور خداوند بوده است.

باتوجه به بروز و ظهور عوامل فوق بعنوان انگيزه هاي اصلي در نگارش تاريخ و با عنايت به اينكه اين انگيزه در زمان حيات پيامبر به فعليت نرسيد و به كار گرفته نشد، اما رفتار و كردارو گفتار پيامبر از ديد تيزبين مسلمين پوشيده نبود، قدرت ظبط و حفظ مسائل و حوادث صدر اسلام در اذهان تشنه توحيد و حقيقت و عدالت و انسانيت، بسيار قوي بود كه قابل تصور و توصيف نيست. لذا لحظه لحظه زندگي خصوصي - اجتماعي ، جهادها، عهد و پيمان ها، قرار دادهاي سياسي ـ اقتصادي، خوراك، پوشاك ، شكل و شمايل ، گفتار، كردار، سكوت ، فرياد، اوقات خلوت و تنهائي ، شوخي ها، خنده ها، اشك ها، شوق ها، غم ها و خلاصه تمام ابعاد زندگي پيامبر در اذهان تصوير شده بود و حتي براي ظرافت در اين كار روح باريك بين مسلمانان سيماي پيامبر را در قبل از بعثت را ترسيم كرده بودند.اصحاب و تابعين در اين صورتگري و هنرمندي تاريخي نقش ويزه و مهمي داشتند، در واقع سال هاي اوليه بعثت پايه هاي تاريخ اسلام وسيره پيامبر را ساخته و پرداخته است.

اما با اين همه تلاش و بخرج دادن مهارت و هنرمندي در اين كار بزرگ و ضروری تا پايان عصرخلفاء را شدين ، تاريخ تدوين و تاليف نگرديده ( در سرگذشت حديث بطور تفضيلی اين مطلب عنوان شد ) زيرا توجه مسلمين به تدوين قران و ساخت مكتب هاي ادبي و ترسيم كلي ادبيات عرب ( بخاطر اهميت قران )معطوف بود و تا سال 50 هجري از اين مهم رويگردان بودند، بلكه همه تلاش ها معطوف قران و ضبط و حفظ احاديث و روايات بود، تاريخ مي گويد در عصر معاويه بن ابي سفيان نگارش تاريخ اغاز شد، ناگفته نماند كه در طي اين مدت پنجاه سال اگر مسلمين ( اصحاب ) موفق به تدوين تاريخ اسلام وسيره پيامبر نگرديدند، از ميان دقايق و نكات زندگي مواضع پيامبر بصورت نقل براي ديگران غافل نبودند يعني يك مجموعه شفاهي و نقلي از تاريخ اسلام زبان بزبان مي گشت و نقل مي شد، انچه مسلم است و تاريخ نشان مي دهد و هدف معاويه وعوامل او از نگارش تاريخ ، تحريف حقايق و جعل اكاذيب و خرافات جاهلي بود و تا حاكميت غصب خاندان بني اميه را توجيه كند و تاريخ اسلام را بر اساس قوميت و عربيت بنويسد، از اين روي شخصي بنام ((عبيد ابن شريه جرهمي )) را از اهالي (( صنعا )) استخدام كرد، وي كه مردي اديب و اشناي به تاريخ جاهليت و در ضمن مرعوب و مقهور سياست اموي بود، در حاشيه كاخ سبز شام به دستور معاويه اولين تاريخ را در زمينه ظهور و افول پادشاهان و قوم عرب در جاهليت، و جعل افتخارات قوم عرب و حتي تمدن و فرهنگ قوم عرب قبل از اسلام !! به رشته تحرير در اورد و تقديم به معاويه نمود. و هزاران درهم و دينار دريافت كرد. با اين حساب هدف معاويه در جعل تاريخ و تحريف حقايق اسلام و توجيه حاكميت غاصبانه خويش و تبديل اسلام امامت به خلافت و سلطنت، كاملا معلوم ميگردد، تا به نسل معاصر خودش و اينده از طريق نقل تاريخ ثابت كند كه نظام قبيله اي عرب بر پاداشاهي استوار بود و سلطنت موروثي خاندان اموي رشته اي جداي از تاريخ قوميت عرب نيست، و اسلام هم كه ويژه قوم عرب است ! در سيستم سلطنتي قابل تحقق است، و بقول ابن هشام :

(( در تدوين انچه بدان مشغول بودند چيزي را مي يافتند كه بدان تعلق داشتند)).

ب : سيره

واژه (( سيره )) كه در زبان فارسي شامل (( زندگي نامه و شرح حال فرد يا افراد، و در زبان انگليسي و فرانسه از ان به ((بيوگرافي )) ( يا ) ياد مي شود داري تقدم زماني بر تعليف و تدوين (( تاريخ )) است.

سيره در نزد عرب شامل رويدادهاي اوليه و حوادث اغازين اسلام مانند جهاد مجاهدين، حضور اصحاب در مصائل سياسي ـ اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، از ولايت و نحوه زندگي رهبر اسلامي ( پيامبر ) تا روش زندگي اصحاب طرز سلوك و اقامه حدود و اجراي احكام و كليه جنگ ها مي باشد متاسفانه تاريخ تدوين سيره به عصر خلفاي غاصب اموي مي رسد و اولين سيره نويسي فردي بنام ( عروه بن زبير ) مي باشد كه وي مهدث نيز بوده است، و مبناي اسناد سيره بن هشام و واقدي و طبري در نگارش تاريخ ، سيره عروه زبير است. تاريخ نگارش سيره در اسلام به قرار زيل است.

از اغاز تا نيمه اول قرن دوم هجري:

1ـ سيره عروه بن زبير ( متوفا ي 92هجري )

2ـ سيره ابان بن عثمان ( متوفاي 105هجري )

3ـ سيره وهب بن منبه ( متوفاي 110هجري )

4ـ عاصم بن عمر بن قتاده (م 120 هجري )

5ـ شرجيل بن سعد (م 123ـ هجري )

6ـ ابن شهاب زهري (م 124هجري )

7ـ عبد الله بن ابي بكر بن حزم ( م 135 هجري )

از نيمه دوم قرن دوم :

۱- موسی بن عقبه ( م ۱۴۱هجری )

۲ - معمر بن راشد ( م ۱۵۰ هجری )

۳ - محمد بن اسحاق ( م ۱۵۲هجری )

۴ - زياد بکانی ( م ۱۸۳هجری )

از نيمه اول قرن سوم :

۱ - واقدی ؛  صاحب مغازی ( م ۲۰۷ هجری )

۲ - محمد بن سعد ؛  صاحب طبقات  ( م ۲۳۰هجری )

 ***

 

كتب مشهورتاريخ

 

1-« التاريخ الطبری » محمدبن جريرطبري(224-310)

2-« الكامل في التاريخ » ابن اثير(555-630)

3-« تاريخ الاسلام » ذهبي(م748)

4-« البدايه والنهايه » ابن كثير(700-774)

5-« الطبقات » محمدبن سعد(168-230)

6-« الخميس في احوال انفس نفيس » والدياربكري(م938).

تاريخ اسلام ، آنگونه كه هست

بااينكه مستشرقين حتي مغرض ودرضمن بي وجدان ووابسته!دربرابرعظمت تاريخ اسلام بلحاظ شيوه نگارش وظرافت هاي ويژه آن تسليم شده اندوناخودآگاه زبان به تمجيد وتعريف واعتراف كه:

« يكي ازنتايج روح باريك بين مسلمين ودقت نظر ايشان براي مفردات ونيزرفتارعلمي آنان درعلم حديث وتاريخ نويسي اينست كه تعداد زيادي ازوقايع راباموشكافي موردملاحظه قرارمي دهندوجزءبه جزءراباشواهدذكرميكنندو…» گشوده اند،امانكاتي به چشم هرمسلمان آگاه به تواريخ موجوداسلامي ميخوردكه لاجرم ازذكرآن است.باتوجه به اهميت تاريخ ورسالت آن ازديدگاه قرآن وسنت وجايگاه آن دراسلام وضرورت مهم ايدئولوژيكي تاريخ درهرمرحله اي ازمراحل زندگي مسلمين ونقش مهم آن دربيان حقايق وترسيم سيماي عملي وعيني اسلام بگونه ايكه آغازگرديده واستمرار يافته وجهاني رادرنورديده وطرحي نودرانداخته وچه فرازونشيب هائي راكه طي نكرده وباچه عكس العمل هائي كه مواجه نگرديده وبالاخره سيركلي اين حركت جهانشمول را دربسترزمان ومكان،آنطوركه شايسته وبايسته مي باشدودوست ودشمن انتظارآنرادارد،تصويروترسيم وتبيين نكرده.!كليه كتب موجودتاريخ اسلام ازصدراسلام تاكنون بلحاظ كميت وتعدادغيرقابل شمارش وشناسائي است تاچه رسدبه جمع آوري آن!دريك جاويك مكان،اين كتب موجودتاريخ ازدودسته ودونوع خارج نيستند،دسته اول:كتب منبع ومأخذومصدرهستندكه تعدادشان مشخص ومعلوم است،دسته دوم:كتبي هستندكه ازروي اين منابع نگارش يافته وتأليف شده اند،كه هرروزبرتعداداين نوع افزوده مي شود.درعين حال كه هردودسته هنري بخرج نداده اند،اما مارابادسته دوم كاري نيست،فعلآ سخن برسردسته اول است.كتب منبع كه امروزه هم دستاويز مسلمانان است وهم معياروملاك قضاوت وشناخت براي مستشرقين غربي وشرقي واسلام شناسان غربي وشرقي.متاسفانه صرف نظرازاشكالاتي كه براصالت منابع واسنادشان است،!وصرف نظرازتحريف هاونقاط ضعف اسامي ايكه درتعارض باقرآن وسنت رسول‎ الله وائمه معصومين دارند،وضعيت موجودشان بسياردردناك وغيرقابل استفاده براي نسل معاصراسلام وگوينده است.زيرا:

1-انبوهي از مواد خام را بدون هيچگونه تصفيه اي رويهم انباشته اند.

2-فاقد هر گونه نقد علمي در اسناد و مطالب منقول هستند.

3-داراي تعارض و تناقض فاحش ومتعدد (درهركتاب)مي باشند.

4-هركتاب منبع،نفي منبع ديگر رامي كندوباهم در تضاد وتعارض اند.

وموارد ديگري كه خواننده روشن بين وآگاه به مسائل تاريخي واسلامي آنرادرمي يابدوبرآنها افسوس مي خورد،واين رابايد اعتراف كردكه به خاطرعوامل متعدد سياسي ـ فرهنگي كه اشاره خواهد شد مسلمين در نگارش تاريخ توفيق كامل و كلي بدست نياورده اند يعني مانند ديگر زمينه هاكه حيرت انگيز و ممتاز و هنوز منحصر بفرد است،توفيق نداشته اند،چرا كه حاكميت غصب و جور جائر و گرد و غبار ارتجاع ،فرصت پژوهش علمي ونگارش منطقي را گرفته بود واين احتمال نزديك به يقين را هم بايد داد كه خيلي از منابع و حقايق تاريخي اسلام كه تدوين ويا تاليف شده ولو بصورت مواد خام و تاريخ نقلي،در اعصار مختلف و بنا به مصالح و مسائل مختلف ربوده شده و در كتابخانه هاي بزرگ وميليوني جهان مخفي و بصورت ميكروفيلم وغيره در آمده است و كسي را بر آنان اطلاعي نيست و شايد معجزه اي بوقوع پيوندد تا مسلمين از آنها آگاهي يابند.

***

براي نمونه در اينجا ما به ارزيابي تاريخ طبري كه از منابع مهم و قابل توجه تاريخ اسلام مي باشد مي پردازيم كه مخصوصآ براي غربي ها منبع مهمي جلوه نموده و مورخين دسته دوم از مسلمين هم در خيلي از موارد استدلال بدان استناد نموده و ارجاع مي دهند،و بعد به علل و عوامل عدم توفيق مسلمين در كار نگارش تاريخ خواهيم پرداخت .

ارزيابي تاريخ طبري

همانطور كه اشارت رفت،« تاريخ طبری » منبع و ماخذ مهم و قابل توجهي است براي كليه مورخين مسلمان در پژوهش و تحقيق در تاريخ اسلام كه از زمان نگارش تاكنون همه به آن رجوع كرده و مي كنند و بدان اعتماد داشته و دارند.

الف :ارزيابي منابع و ماخذ مهم تاريخ طبري

در تاريخ طبري روش علمي نقل تاريخ بر اساس روايات فردي بنام « سيف بن عمر»قرار گرفته و اين روايات منبع اصلي و مهم و اساسي در تاريخ طبري است كه بيشتر موارد آن كتاب را از « سيف بن عمر»روايت كرده است .اول لازم است خود« سيف»را بشناسيم .و سپس ارزش و اعتبار رواياتش را در يك معيار علمي بسنجيم و همچنين عناصري را كه خود سيف از آنها روايت نموده است ،بشناسيم.

1- سيف كيست ؟

به اعتراف اكثر علماء اهل سنت ،«سيف»چهره اي گمنام و مجهول است و شخصيت اساطيري است ،بيوگرافي وي در تاريخ چنين آمده است :

سيف بن عمر التميمي البرجمي وبه او« السعدی »و « الضبعي »و « اسدي » و « كوفي » گفته مي شود متوفاي سال 180هجري است .

1- ابن معين مورخ برجسته تسنن مي گويد : سيف ضعيف الحديث است .

2- ابوحاتم مورخ و محدث اهل سنت مي گويد : سيف متروك الحديث است .

3- ابوداود فقيه و محدث و مورخ اهل سنت مي گويد : قابل اعتنا نيست .

4- نسائي و دارقطني از علماء طراز اول اهل سنت مي گويند:  سيف ضعيف است .

5- ابن عدي مي گويد: بعضي از احاديث مشهورند اما عموم آنها مورد انكار قرار گرفته و قابل متابعت نيست .

6- ابن حبان مي گويد:  سيف زنديق است .

7- برقاني مي گويد: متروك است .

8-الحاكم مي گويد: زنديق است و از اعتبار روائي ساقط است .

9- ابن ابي حاتم مي گويد: متروك الحديث است .

10- ابن حجر عسقلاني برجسته ترين و متعادل ترين مورخ اهل سنت مي گويد:

سيف متروك است و حديثش باطل است .

11- بروكلمان ، مستشرق برجسته غرب مي گويد: سيف كارش تحريف احاديث بود ، و خود جاعل و سازنده احاديث است ، بعضي از احاديث را بزرگ نموده و بعضي را كوچك و بي ارزش ساخته ،اما خوش بيان و خوش قلم بوده است .و طبري مورخ مشهور اسلام روايات او را مصدر و منبع اصيل تاريخش قرار داده است .!!

 

2-منابع و اشخاص مورد توجه خود « سيف »

خود طبري در جلد سوم تاريخش منابع سيف را ذكر كرده ،كه بسيار قابل توجه و تاسف و تعمق است و حتي از شخصي مثل طبري بعيد است كه بدنبال سيف روان شود و گفته هاي او را بپذيرد !!طبري مي گويد:سيف اخبار و رواياتش را در بعضي موارد اينگونه آدرس مي دهد و ماخذش را نقل مي كند:

1-از عماره فرزند فلان،…؟؟ اسدي؟!

2-از قول يكي از انصار ، (بدون نام و نشان )!!.

3-از مرداني !! (بدون اسم و نسب و نشان )!

4-از كسيكه حديث نموده از جابر بن فلان !!

5-از مردي از بني سجيم ،!!

6-از عطاء بن فلان ! مخزومي و او از پدرش ؟!!

7-از …؟!!

اين شد منابع و ماخذ فردي كه طبري 80 درصد محتواي كتابش را از او گرفته است !!.

بررسي و ارزيابي منابع مشخصي كه « سيف » از آنها روايت و حديث گرفته و طبري با كمال اعتقاد و اعتماد بدان تكيه نموده است :

1-هشام بن عروة بن زبير

آنچه اين شخص روايت نموده همه آنها انكار شده ،زيرا منبع وي پدرش بوده است كه اين روايات بلحاظ علمي از اخبار مرسله است .

2-سهل بن يوسف بن سهل

وي مجهول الهويه است و بقول ابن عبدالله ،نه خودش شناخته شده و نه پدرش !!.

3-عكرمه مولي عبدالله بن عباس

وي فردي دروغگو و سمبل دروغگويان در بين مورخين و محدثين است .

4-ضحاك بن فيروز ديلمي

وي مجهول الهويه ،و منابع و ماخذش شناخته نشده است .

5-مجالد بن سعيد

وي مظهر دروغ و جعل و تحريف است و بقول ابن معين ضعيف و واهي الحديث است كه گفتارش قابل احتجاج و اعتماد نيست .

6-عبيد بن ضخر بن لوذان انصاري

ابن سكن مي گويد : اسناد احاديثش درست نيست .

7- ضحاك بن خليفه

فقط نامي از او در تاريخ است ولي روايتي ذكر نكرده و حسان بن ثابت در هجو او شعر گفته است .

8- زيد بن اسلم

احاديثي كه نقل كرده به لحاظ سند مرسله هستند و بقول ابن سعد از او روايتي شنيده نشده و قرآن را با عقيده و راي خود تفسير مي نموده است و بلحاظ (حفظ )ضعف داشته است .

9-حرام بن عثمان

وي به شدت مطرود و منفور است ، شافعي و ابن معين مي گويند :

حرام است نقل روايت از حرام بن عثمان ،

واحمد حنبل مي گويد : مردم بايد احاديثش را ترك گويند ،

 و مالك و يحيي مي گويند : وي ثقه نيست .

10-حجاج بن ارطاه النخعي

وي داراي احاديث مرسله است ، جاعل و تحريف كننده احاديث ،در احاديثي كه روايت كرده تصرف نموده است ، او را «واهي الحديث ،مضطرب الحديث ،ضعيف الحديث »و…دانسته اند .

11-عمرو بن شعيب قريشي

وي « واهي الحديث » و داراي مخالفين زياد است كه او را انكار كرده اند .

12-مبشر بن فضل (فضيل )

وي را مجهول الهويه ، مجهول النقل ،سقيم الاسنادو…شمرده اند .

13-ضحاك بن يربوع

حديث وي را نادرست انگاشته اند .

14-عطاء خراساني

روايات وي را مرسل ،ضعيف ،ضعيف الحافظه ،خطاكار ،و بي اطلاع از حديث ،و مبطل الاحتجاج دانسته اند .

ب-محدث و ماخذ دوم تاريخ طبري

دومين منبع مهم تاريخ طبري « محمد بن حميد بن حيان تميمي رازي »متوفاي سال248هجري،مي باشد . هويت و بيوگرافي وي از ديدگاه علماء اهل سنت بقرار ذيل است :

يعقوب بن شيبه مي گويد : محمد بن حميد داراي منكرين زيادي است .

بخاري مي گويد : احاديث مرويه از او داراي اشكال است .

نسائي مي گويد : ثقه نيست .

جوزجاني مي گويد : منحرف و غير ثقه است .

ابوحاتم مي گويد : شعر را با حديث درآميخته .

عباس بن سعيد مي گويد : دروغگو است .

بيهقي مي گويد : قابل اعتماد براي نقل روايت نيست

 

ج-ماخذ و منبع سوم تاريخ طبري

سومين منبع مهم تاريخ فردي است بنام « سلمة بن فضل الابرش الانصاري » متوفاي سال 190هجري .

بخاري مي گويد : وي داراي منكرين زيادي است .

برزعي مي گويد : از خويش بر حديث مي افزود و داراي سوء نيت بوده است .

نسائي مي گويد : ضعيف است .

ابوحاتم مي گويد : در احاديث وي جاي انكار است .

ابن عدي مي گويد : مطالب خلاف واقع دارد .

ترمذي مي گويد : وي محل بحث است .

الحاكم مي گويد : قوي السند نيست .

 

د-ماخذ چهارم تاريخ طبري

چهارمين منبع تاريخ طبري فردي است بنام « محمد بن اسحاق بن يسار» ، متوفاي سال150 يا 153 هجري .

مورخين در وثاقتش اختلاف بسيار دارند ، عده اي او را « مطعون »شمرده اند و بعضي روش او را در نقل احاديث نپسنديده اند ، در شرح اخلاقش مي گويند :

زن باز بود ، كارش در اين راه بجائي رسيد كه سرش را تراشيدند و او را از حضور در مساجد باز داشتند و بر او تازيانه نواختند ، وي اشعار را با احاديث در مي آميخت و در كتابش داخل مي كرد ، حتي از يهود و نصاري مطلب مي گرفت ، بهرحال اصحاب حديث او را به فساد متهم نموده اند و ضعيف شمرده اند .

يعقوب بن شيبه و ايوب بن اسحاق سامري ، احاديثش را باطل دانسته اند .

حنبل ابن اسحاق مي گويد : ابن اسحاق حجت نيست .

ابن معين مي گويد : ابن اسحاق ضعيف است .

نسائي مي گويد : قوي نيست .

***

تا اينجا به اجمال به بررسي منابع و ماخذ مهم تاريخ طبري پرداختيم ، اما كار تاريخ طبري تنها در ضعف و نادرستي منابع تمام نمي شود بلكه :

« تاريخ طبري پر است از تضاد و تناقض ، كه اگر مطلبي را در جائي اثبات نموده ، عين همان مطلب را در جائي ديگر از همان راوي و سند رد كرده »، « در تاريخ طبري اگر با ديد روشن بين و واقع نگر نگريسته شود و همه موارد آن تاريخ ارزيابي علمي شود ، موارد زيادي از تحريف و تخريب ارزشهاي والاي اسلام و مسلمين و چهره هاي ارزنده تاريخ است . بديهي است اين اتهامات و تحريفات توسط مورخين وابسته و حاشيه نشينان دربارها و حكام و سلاطين صورت گرفته است

 تشکر و سپاس : از برادر عزيزم « نويد قلعه » و نيز دوست عزيزم « مجتبی مشفق » که در تایپ مطالب بالا ياری ام کردند سپاسگزارم.

منبع : کتاب « روش شناخت سنت و تاريخ اسلامی » تاليف و تحقيق : محمود افتخارزاده

التماس دعا : مسعود قلعه

مسعود قلعه

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ


وبلاگ اصلی گروه


وبلاگ  گروه « حق - فدک »


این کتابها را که در رابطه با بحث این وبلاگ می باشداز سایت مدرسه امام علی ( ع ) دانلود کرده و مطالعه فرمایید


سند گویای ولایت

پیام امیرالومنین

اعتقاد ما

کتابهای ارزشمند دیگری نظیر تفسیر نمونه و ... را می توانید از سایت امام علی می توانید استفاده کنید

متن الغدیر

توضیح فارسی الغدیر


مصونیت قران از تحریف

محمد شهرابی فراهانی



علوم قرانی

ایت الله معرفت



اشنایی با قران

علامه شهید مطهری



عبدالله بن سبا

و
صدو پنجاه صحابه ساختگی

نوشته : علامه مرتضی عسگری


وبلاگهای مدافع ولایت


کشف اسرار

وبلاگ توسل

انوار حقیقت

ریحانه

فریاد دل

سقیفه

حقیقت مذهب حقه شیعه

توسل راهی بسوی خدا



وبلاگهای دوستان


اش شله


تروريست

ارمانشهر

گل نرگس

ضد منکرات




معرفی نرم افزارهای اسلامی

پایگاههای قرانی

پایگاههای اسلامی

نورالانوار 2
( بهترین نرم افزار قرانی )

نورالجنان


ما معتقدیم که این بحث ها کهنه و قدیمی است و در طول تاریخ علمای شیعه به انها پرداخته اند و اینک ما برای جوابگویی به برادران اهل سنت در دنیای مجازی ناچارا وارد این بحث ها شده ایم و امیدواریم این بحث ها ما را به شاهراه اتحاد و صراط مستقیم رهنمون سازد... برای اینکه با اهداف این وبلاگ اشنا شوید به مقدمه مراجعه فرمایید


مطالب قبلی حق - فدک

مقدمه و هدف از راه اندازي وبلاگ

گفتگو با برادران » گروه حقايق دين «!

کدورت حضرت زهرا با غاصبان حق

مطالب به نقل از کتاب زندگاني فاطمه زهرا ( س ) استاد شهيدي

سرگذشت حديث قسمت اول

سرگذشت حديث قسمت دوم

سرگذشت حديث قسمت سوم و اخر

خشونت عمر عليه زنان

( س متن کامل خطبه حضرت زهرا

مقدمه اي بر شبهه تحريف قران

رد شبهه عقيده علماي شيعه مبني بر تحريف قران

قصه سوزن و ميخ طويله

ایا توسل به ائمه شرک است




سایتهای مفید

سايت پارست

( بزرگترين سايت داده های فارسی )